اختصاصی مملکت آنلاین/
پرورش پرانا، تجاس و اوجاس
همگی ما به طور مادرزادی دارای مقداری پرانا، تجاس و اوجاس هستیم و میتوانیم به روشهای گوناگونی آنها را پرورش دهیم.
به گزارش مملکت آنلاین،
افزایش اوجاس
1 . رژیم غذایی صحیح
اوجاس به عنوان یک جوهرهی مادی ظریف و نیز جوهره ی بافتها، به حمایت مادی رژیم غذایی صحیح نیاز دارد. این رژیم غذایی شامل رژیم گیاهی مغذی با استفاده از غلات کامل، دانهها و مغزهای گیاهی، روغنهای گیاهی، ریشههای گیاهان و شکر طبیعی میباشد که در میوههای شیرین است.
2 . شربتهای گیاهی تقویتی
گیاهان دارویی مفید برای اوجاس اساسا تقویتی، مغذی و جوان کننده هستند. غذاها و گیاهان ضد واتایی هم برای تقویت اوجاس مفید میباشند. آنها معمولا همراه با غذا خورده میشوند، انرژی فیزیکی و سرزندگی را زیاد میکنند و اوجاس را تقویت مینمایند.
3 . کنترل حواس
کنترل حواس نیازمند کاهش میزان انرژی صرف شده حین ارضای حواس است که شامل اجتناب از بسیاری اشکال سرگرمی به خصوص رسانههای جمعی میشود. مقدار زیادی از انرژی از طریق چشمها و گوشها هدر میرود. این بخشی از تمرین «پراتیها را» یا «کنترل حواس» در راجا یوگاست که آیورودا هم آن را به کار میگیرد. استفادهی بیش از حد از اندامهای موتوری میتواند اوجاس را تحلیل ببرد، به خصوص زیاد حرف زدن، چرا که اندام گویایی مهمترینِ این اندامهاست. وقتی میزان اوجاس پائین است میبایست از کار بیش از حد یا تقلا و هر نوع تکاپوی زیاد پرهیز شود.
افزایش تجاس
وقتی مقدار اوجاس کافی است میتوانیم آن را به تجاس تبدیل کنیم.
1 . کنترل سخن گفتن
منظور پرهیز از بیهوده حرف زدن و شایعه پراکنی و نیز پرهیز از سخن نقادانه و توهینآمیز میباشد. روزههای سکوت ثمربخش هستند، مانند حرف نزدن برای یک روز یا یک هفته یا ساکت بودن هنگام عصر. این کمک میکند که انرژی درونی خرد افزایش یابد و ما را بیشتر وارد حالت مشاهده گر میکند. دیگر زهدورزیها نظیر روزه گرفتن هم در پرورش تجاس مفید هستند چرا که آتش اراده را شعلهور میسازند.
2 . تمرینهای تمرکزی
تمرینهای تمرکزی شامل تمرکز ذهن بر یک شیء خاص است که میتواند بیرونی باشد، مانند شعلهی شمع، یا درونی باشد مانند تصور شکلی از یک عنصر، اندیشه یا اصل حقیقی. تمرکز ذهن را هشیار میکند که این خود سبب میشود آتش درون ما جلوهگر شود.
افزایش پرانا
وقتی اوجاس و تجاس پرورش یافتند، زمینه برای افزایش پرانا نیز فراهم میشود.
1 . پرانایاما: وقتی اوجاس کافی وجود داشته باشد، بدن پس از انجام پرانایاما قادر خواهد بود که پرانای جمع شده را جذب کند.
2 . مراقبه روی فضای تهی: هر جا فضا پدید بیاید به دنبالش پرانا میآید تا فضا را پر کند. مراقبه روی فضا ما را به مبدا پرانا متصل میسازد.
(لازم به ذکر است که آیورودا از هر دو مورد به عنوان روشهای درمانی مکمل برای بیماران استفاده میکند.)
حفظ تعادل پرانا، تجاس و اوجاس
چون این سه عامل همیشه ارتباط نزدیکی با هم دارند، انجام تمرین برای هر کدام به پرورش دیگری نیز کمک می کند. بین این سه از همه مهمتر اوجاس است. اوجاس نه تنها ذخیرهی بزرگی از انرژی حیاتی به دست میدهد، بلکه قدرت و پختگی شخصیت و ثبات عاطفی به همراه دارد. اوجاس ظرف نگهداری پرانا و تجاس است و بدون اوجاس این دو باقی نمیمانند و پراکنده میشوند.
پرانا توسط اوجاس حفظ میشود که هادی آن است. اگر بدون اوجاس، پرانا را افزایش دهیم، یعنی افزودن انرژی بدون توانایی برای هدایت و حفظ کردن آن، ممکن است آسیب ببینیم یا حتی ذهن و سیستم اعصاب را آشفته سازیم.
تجاس ریشه در اوجاس دارد که سوخت آن محسوب میشود. اگر ظرفیت نکته سنجی ذهن، قدرت تشخیص (تجاس) را بدون افزودن اوجاس افزایش دهیم، به معنای واقعی کلمه خود را سوزاندهایم.
وقتی اوجاس کافی وجود داشته باشد، برای مصرف آن لازم است که تجاس را پرورش دهیم. این کار به اراده، بینش و قدرت تشخیص نیاز دارد: انتخاب مسیر درست و دنبال نمودن بی وقفه ی آن. سپس میتوان پرانا را پرورش داد که حاصل اتحاد تجاس و اوجاس است. وقتی زیربنای درست را داشتیم و مسیر صحیح را برگزیدیم، پرانا به ما امکان حرکت سریع در طول مسیر را میدهد.
با یک مثال میتوان بهتر توضیح داد که چرا افزایش پرانا بدون افزایش تجاس و اوجاس بدن را از بین میبرد:
پرانا مانند نیروی الکتریسیته است و بدن مانند لامپ، تجاس سیم کشی و اوجاس حباب لامپ را شکل میدهند. اگر سیم کشی ضعیف و لامپ شما کوچک باشد نمی توانید ولتاژ قدرتمندی از برق را به درون آن بفرستید وگرنه لامپ شما خواهد سوخت. برای همین است که کسانی که کار ذهنی زیادی انجام میدهند (بدون اینکه بدنشان را پرورش دهند) معمولا بدنهای خشکیده دارند.
نشانههای سلامتی پرانا کسی که از مقدار پرانای خوبی در بدنش برخوردار است نشاط زیادی دارد، تنفسش منظم است، گردش خون طبیعی و متعادلی دارد، پر جنب و جوش است و قابلیت انطباقپذیری زیادی با محیط اطرافش دارد.
نشانههای سلامتی اوجاس
کسی که از اوجاس خوبی برخوردار است بدن قدرتمندی دارد، مقاومت و پایداری زیادی از خود نشان میدهد، سیستم ایمنی بدنش بسیار قوی است، آرام است و احساس رضایت دارد.
نشانههای سلامتی تجاس
کسی که از تجاس خوبی برخوردار است چشمهایش میدرخشند، بدنش حرارت دارد، بینش خوبی دارد، ذهنش شفاف و آرام است، مهربان است، شهامت و بیباکی زیادی دارد.
بیماری و سه جوهرهی حیاتی
معمولا اضافه شدن هر یک از دوشاها، چه واتا باشد، چه پیتا یا کافا، عاقبت به ضعیف شدن هر سه نیروی پرانا، تجاس و اوجاس منجر میشود. دوشاها وقتی انباشته شوند مانع رشد اشکال ظریف یا جوهرهی حیاتی خود میشوند.
واتای زیاد: اوجاس را چنان میراند که باد، آب را! تجاس را همان گونه ضعیف میکند که باد آتش را خاموش میسازد یا پراکنده میکند. پرانا را هم تحلیل میبرد زیرا وقتی واتا به صورت گاز زائد شکل بگیرد، انرژی ظریف پرانا، که همچون رایحهی رقیقی است، نمیتواند پدید بیاید.
پیتای زیاد: اوجاس را میسوزاند همانند شعلهای که سوخت خودش را مصرف میکند. پرانا را ضعیف میکند مانند حرارت و تب که شور و نشاط ما را تباه میسازد. پیتای زیاد به تجاس هم صدمه میزند.
دوشای پیتا شکل زمخت تجاس است که نمیتواند به جوهره ی ظریف تجاس تبدیل شود. درست مانند روغنی که دارای ناخالصی است و خوب نمیسوزد. به عنوان مثال تجاس شهامت و شجاعت است، پیتای زیاد خشم است.
وقتی پیتا (خشم) در اوج خود است، کیفیتهای والاتر تجاس (شهامت) نمیتوانند متجلی شوند.
تجاس و پرانای زیاد میتوانند به اوجاس صدمه بزنند ولی این موقتی است چون در واقع ریشهی خود را تخریب میکنند. تجاس زیاد مانند آتش سوزانی است که سوخت خود را میسوزاند و نهایتا خاموش میشود. تباهی اوجاس در این حالت ناشی از وجود سم نیست، بلکه به خاطر استفادهی افراطی از انرژی مثبت است.
اختلالات حیاتی عمیق از عدم تعادل پرانا، تجاس و اوجاس ناشی میشود که به سیستمهای داخلی بدن آسیب می زند (سیستم عصبی، تولید مثل، حواس و ذهن). این اختلالات شامل اختلالات رشد در کودکان، معضلات سیستم عصبی، آلرژی، عدم تعادل هورمونی، سالخوردگی زود هنگام، معضلات متابولیکی و بیماریهای تخریبی مانند سرطان میشود.
وقتی سه جوهرهی حیاتی از تعادل خارج شوند، عملکرد فیزیکی در سطح عمیقتری آسیب میبیند که پیامد آن در همهی سیستمها و اندامهای بدن نمود مییابد. بالعکس، عدم تعادل روانی بر پرانا، تجاس و اوجاس تاثیر میگذارد که ارتباط نزدیکی با حواس، عواطف و ذهن دارند، این باعث اضطراب، خشم، افسردگی، وابستگی و اندوه میشود. با افزایش پرانا، تجاس و اوجاس بیشتر معضلات روانی تسکین مییابند.
مارماها
در آیورودا به نقاط فشاری، مارما میگویند. مارما در سانسکریت به معنای «مناطق حساس یا آسیبپذیر» است. اگرچه اصطلاحا آنها را نقاط مارمایی مینامیم ولی آنها مانند نقاط طب سوزنی، یک نقطه نیستند، بلکه هر کدام، یک ناحیه را در بر میگیرند که اندازهاش به سایز بدن فرد بستگی دارد. مارماها ابزار آیورودا برای کار کردن روی بدن فیزیکی، نادیها، چاکراها، سروتاها، دوشاها و زیر مجموعههای آنها و به خصوص پنج پرانا هستند. مارماها مانند یک سوئیچ پرانیکی قادرند پرانا را به پائین یا بالا هدایت کنند. با استفاده از مارماها میتوانیم انسدادهای مسیر جریان انرژی را باز کرده، جریان انرژی را بهبود ببخشیم. در آیورودا به درمانی که با کمک مارماها انجام شود، مارماچیکیتسا یا مارماتراپی میگویند.
مارماها با نادیها (کانالهای انرژی ظریف) و چاکراها (مراکز انرژتیک بدن) در ارتباط میباشند. آنها حلقهی ارتباطی بین بدن فیزیکی و بدن پرانیک هستند و انرژی و آگاهی را بین آنها تبادل میکنند، به همین دلیل میتوان از مارماها هم برای درمان بدن فیزیکی کمک گرفت و هم برای درمان بدن ظریف. مارماها محل اصلی انباشته شدن انرژی راکد و استرس هستند. با انجام درمان روی این نقاط میتوان انباشتگی را برطرف و مسیر انرژی را باز کرد.
بنیانگذار علم مارماها را شخصی به نام آگاستیا میدانند. در کتاب کلاسیک آیورودایی به نام سوشروتا اشاراتی به مارماها شده است. به نظر میرسد مارماها از هنرهای رزمی وداها (دهانور ودا) به آیورودا راه یافته است. در برخی متون کلاسیک به مارماها نام وارما هم اطلاق شده، وارما یعنی نقطهای که نیازمند مراقبت است. اکثر متون کلاسیک مهم تعداد مارماها را 107 میدانند. مارماهای اصلی 50 عدد هستند ولی به صورت قرینه روی بدن قرار دارند و برخی از آنها هم قرینه هستند و هم در دو طرف بدن یعنی پشت و جلو واقع شده اند. برخی نیز به صورت تکی وجود دارند، مانند مارماهای روی ناف. برخی متون قدیمی تعدادی مارمای اضافی نیز معرفی کردهاند. چاراکا شش ناحیهی مهم مارمایی را در بدن معرفی میکند که عبارتند از: سر، گردن، قلب، مثانه، اوجاس (دستگاه هورمونهای درون ریز) و شوکرا (دستگاه تناسلی). این مناطق مارمایی گاهی به سه مرکز اصلی تقسیم میشوند: مثانه (پائین شکم)، قلب و سر.
در ادامه به بررسی مارماهای کشنده و درمانی و انواع روشهای مارماتراپی میپردازیم
افزایش اوجاس
1 . رژیم غذایی صحیح
اوجاس به عنوان یک جوهرهی مادی ظریف و نیز جوهره ی بافتها، به حمایت مادی رژیم غذایی صحیح نیاز دارد. این رژیم غذایی شامل رژیم گیاهی مغذی با استفاده از غلات کامل، دانهها و مغزهای گیاهی، روغنهای گیاهی، ریشههای گیاهان و شکر طبیعی میباشد که در میوههای شیرین است.
2 . شربتهای گیاهی تقویتی
گیاهان دارویی مفید برای اوجاس اساسا تقویتی، مغذی و جوان کننده هستند. غذاها و گیاهان ضد واتایی هم برای تقویت اوجاس مفید میباشند. آنها معمولا همراه با غذا خورده میشوند، انرژی فیزیکی و سرزندگی را زیاد میکنند و اوجاس را تقویت مینمایند.
3 . کنترل حواس
کنترل حواس نیازمند کاهش میزان انرژی صرف شده حین ارضای حواس است که شامل اجتناب از بسیاری اشکال سرگرمی به خصوص رسانههای جمعی میشود. مقدار زیادی از انرژی از طریق چشمها و گوشها هدر میرود. این بخشی از تمرین «پراتیها را» یا «کنترل حواس» در راجا یوگاست که آیورودا هم آن را به کار میگیرد. استفادهی بیش از حد از اندامهای موتوری میتواند اوجاس را تحلیل ببرد، به خصوص زیاد حرف زدن، چرا که اندام گویایی مهمترینِ این اندامهاست. وقتی میزان اوجاس پائین است میبایست از کار بیش از حد یا تقلا و هر نوع تکاپوی زیاد پرهیز شود.
افزایش تجاس
وقتی مقدار اوجاس کافی است میتوانیم آن را به تجاس تبدیل کنیم.
1 . کنترل سخن گفتن
منظور پرهیز از بیهوده حرف زدن و شایعه پراکنی و نیز پرهیز از سخن نقادانه و توهینآمیز میباشد. روزههای سکوت ثمربخش هستند، مانند حرف نزدن برای یک روز یا یک هفته یا ساکت بودن هنگام عصر. این کمک میکند که انرژی درونی خرد افزایش یابد و ما را بیشتر وارد حالت مشاهده گر میکند. دیگر زهدورزیها نظیر روزه گرفتن هم در پرورش تجاس مفید هستند چرا که آتش اراده را شعلهور میسازند.
2 . تمرینهای تمرکزی
تمرینهای تمرکزی شامل تمرکز ذهن بر یک شیء خاص است که میتواند بیرونی باشد، مانند شعلهی شمع، یا درونی باشد مانند تصور شکلی از یک عنصر، اندیشه یا اصل حقیقی. تمرکز ذهن را هشیار میکند که این خود سبب میشود آتش درون ما جلوهگر شود.
افزایش پرانا
وقتی اوجاس و تجاس پرورش یافتند، زمینه برای افزایش پرانا نیز فراهم میشود.
1 . پرانایاما: وقتی اوجاس کافی وجود داشته باشد، بدن پس از انجام پرانایاما قادر خواهد بود که پرانای جمع شده را جذب کند.
2 . مراقبه روی فضای تهی: هر جا فضا پدید بیاید به دنبالش پرانا میآید تا فضا را پر کند. مراقبه روی فضا ما را به مبدا پرانا متصل میسازد.
(لازم به ذکر است که آیورودا از هر دو مورد به عنوان روشهای درمانی مکمل برای بیماران استفاده میکند.)
حفظ تعادل پرانا، تجاس و اوجاس
چون این سه عامل همیشه ارتباط نزدیکی با هم دارند، انجام تمرین برای هر کدام به پرورش دیگری نیز کمک می کند. بین این سه از همه مهمتر اوجاس است. اوجاس نه تنها ذخیرهی بزرگی از انرژی حیاتی به دست میدهد، بلکه قدرت و پختگی شخصیت و ثبات عاطفی به همراه دارد. اوجاس ظرف نگهداری پرانا و تجاس است و بدون اوجاس این دو باقی نمیمانند و پراکنده میشوند.
پرانا توسط اوجاس حفظ میشود که هادی آن است. اگر بدون اوجاس، پرانا را افزایش دهیم، یعنی افزودن انرژی بدون توانایی برای هدایت و حفظ کردن آن، ممکن است آسیب ببینیم یا حتی ذهن و سیستم اعصاب را آشفته سازیم.
تجاس ریشه در اوجاس دارد که سوخت آن محسوب میشود. اگر ظرفیت نکته سنجی ذهن، قدرت تشخیص (تجاس) را بدون افزودن اوجاس افزایش دهیم، به معنای واقعی کلمه خود را سوزاندهایم.
وقتی اوجاس کافی وجود داشته باشد، برای مصرف آن لازم است که تجاس را پرورش دهیم. این کار به اراده، بینش و قدرت تشخیص نیاز دارد: انتخاب مسیر درست و دنبال نمودن بی وقفه ی آن. سپس میتوان پرانا را پرورش داد که حاصل اتحاد تجاس و اوجاس است. وقتی زیربنای درست را داشتیم و مسیر صحیح را برگزیدیم، پرانا به ما امکان حرکت سریع در طول مسیر را میدهد.
با یک مثال میتوان بهتر توضیح داد که چرا افزایش پرانا بدون افزایش تجاس و اوجاس بدن را از بین میبرد:
پرانا مانند نیروی الکتریسیته است و بدن مانند لامپ، تجاس سیم کشی و اوجاس حباب لامپ را شکل میدهند. اگر سیم کشی ضعیف و لامپ شما کوچک باشد نمی توانید ولتاژ قدرتمندی از برق را به درون آن بفرستید وگرنه لامپ شما خواهد سوخت. برای همین است که کسانی که کار ذهنی زیادی انجام میدهند (بدون اینکه بدنشان را پرورش دهند) معمولا بدنهای خشکیده دارند.
نشانههای سلامتی پرانا کسی که از مقدار پرانای خوبی در بدنش برخوردار است نشاط زیادی دارد، تنفسش منظم است، گردش خون طبیعی و متعادلی دارد، پر جنب و جوش است و قابلیت انطباقپذیری زیادی با محیط اطرافش دارد.
نشانههای سلامتی اوجاس
کسی که از اوجاس خوبی برخوردار است بدن قدرتمندی دارد، مقاومت و پایداری زیادی از خود نشان میدهد، سیستم ایمنی بدنش بسیار قوی است، آرام است و احساس رضایت دارد.
نشانههای سلامتی تجاس
کسی که از تجاس خوبی برخوردار است چشمهایش میدرخشند، بدنش حرارت دارد، بینش خوبی دارد، ذهنش شفاف و آرام است، مهربان است، شهامت و بیباکی زیادی دارد.
بیماری و سه جوهرهی حیاتی
معمولا اضافه شدن هر یک از دوشاها، چه واتا باشد، چه پیتا یا کافا، عاقبت به ضعیف شدن هر سه نیروی پرانا، تجاس و اوجاس منجر میشود. دوشاها وقتی انباشته شوند مانع رشد اشکال ظریف یا جوهرهی حیاتی خود میشوند.
واتای زیاد: اوجاس را چنان میراند که باد، آب را! تجاس را همان گونه ضعیف میکند که باد آتش را خاموش میسازد یا پراکنده میکند. پرانا را هم تحلیل میبرد زیرا وقتی واتا به صورت گاز زائد شکل بگیرد، انرژی ظریف پرانا، که همچون رایحهی رقیقی است، نمیتواند پدید بیاید.
پیتای زیاد: اوجاس را میسوزاند همانند شعلهای که سوخت خودش را مصرف میکند. پرانا را ضعیف میکند مانند حرارت و تب که شور و نشاط ما را تباه میسازد. پیتای زیاد به تجاس هم صدمه میزند.
دوشای پیتا شکل زمخت تجاس است که نمیتواند به جوهره ی ظریف تجاس تبدیل شود. درست مانند روغنی که دارای ناخالصی است و خوب نمیسوزد. به عنوان مثال تجاس شهامت و شجاعت است، پیتای زیاد خشم است.
وقتی پیتا (خشم) در اوج خود است، کیفیتهای والاتر تجاس (شهامت) نمیتوانند متجلی شوند.
تجاس و پرانای زیاد میتوانند به اوجاس صدمه بزنند ولی این موقتی است چون در واقع ریشهی خود را تخریب میکنند. تجاس زیاد مانند آتش سوزانی است که سوخت خود را میسوزاند و نهایتا خاموش میشود. تباهی اوجاس در این حالت ناشی از وجود سم نیست، بلکه به خاطر استفادهی افراطی از انرژی مثبت است.
اختلالات حیاتی عمیق از عدم تعادل پرانا، تجاس و اوجاس ناشی میشود که به سیستمهای داخلی بدن آسیب می زند (سیستم عصبی، تولید مثل، حواس و ذهن). این اختلالات شامل اختلالات رشد در کودکان، معضلات سیستم عصبی، آلرژی، عدم تعادل هورمونی، سالخوردگی زود هنگام، معضلات متابولیکی و بیماریهای تخریبی مانند سرطان میشود.
وقتی سه جوهرهی حیاتی از تعادل خارج شوند، عملکرد فیزیکی در سطح عمیقتری آسیب میبیند که پیامد آن در همهی سیستمها و اندامهای بدن نمود مییابد. بالعکس، عدم تعادل روانی بر پرانا، تجاس و اوجاس تاثیر میگذارد که ارتباط نزدیکی با حواس، عواطف و ذهن دارند، این باعث اضطراب، خشم، افسردگی، وابستگی و اندوه میشود. با افزایش پرانا، تجاس و اوجاس بیشتر معضلات روانی تسکین مییابند.
مارماها
در آیورودا به نقاط فشاری، مارما میگویند. مارما در سانسکریت به معنای «مناطق حساس یا آسیبپذیر» است. اگرچه اصطلاحا آنها را نقاط مارمایی مینامیم ولی آنها مانند نقاط طب سوزنی، یک نقطه نیستند، بلکه هر کدام، یک ناحیه را در بر میگیرند که اندازهاش به سایز بدن فرد بستگی دارد. مارماها ابزار آیورودا برای کار کردن روی بدن فیزیکی، نادیها، چاکراها، سروتاها، دوشاها و زیر مجموعههای آنها و به خصوص پنج پرانا هستند. مارماها مانند یک سوئیچ پرانیکی قادرند پرانا را به پائین یا بالا هدایت کنند. با استفاده از مارماها میتوانیم انسدادهای مسیر جریان انرژی را باز کرده، جریان انرژی را بهبود ببخشیم. در آیورودا به درمانی که با کمک مارماها انجام شود، مارماچیکیتسا یا مارماتراپی میگویند.
مارماها با نادیها (کانالهای انرژی ظریف) و چاکراها (مراکز انرژتیک بدن) در ارتباط میباشند. آنها حلقهی ارتباطی بین بدن فیزیکی و بدن پرانیک هستند و انرژی و آگاهی را بین آنها تبادل میکنند، به همین دلیل میتوان از مارماها هم برای درمان بدن فیزیکی کمک گرفت و هم برای درمان بدن ظریف. مارماها محل اصلی انباشته شدن انرژی راکد و استرس هستند. با انجام درمان روی این نقاط میتوان انباشتگی را برطرف و مسیر انرژی را باز کرد.
بنیانگذار علم مارماها را شخصی به نام آگاستیا میدانند. در کتاب کلاسیک آیورودایی به نام سوشروتا اشاراتی به مارماها شده است. به نظر میرسد مارماها از هنرهای رزمی وداها (دهانور ودا) به آیورودا راه یافته است. در برخی متون کلاسیک به مارماها نام وارما هم اطلاق شده، وارما یعنی نقطهای که نیازمند مراقبت است. اکثر متون کلاسیک مهم تعداد مارماها را 107 میدانند. مارماهای اصلی 50 عدد هستند ولی به صورت قرینه روی بدن قرار دارند و برخی از آنها هم قرینه هستند و هم در دو طرف بدن یعنی پشت و جلو واقع شده اند. برخی نیز به صورت تکی وجود دارند، مانند مارماهای روی ناف. برخی متون قدیمی تعدادی مارمای اضافی نیز معرفی کردهاند. چاراکا شش ناحیهی مهم مارمایی را در بدن معرفی میکند که عبارتند از: سر، گردن، قلب، مثانه، اوجاس (دستگاه هورمونهای درون ریز) و شوکرا (دستگاه تناسلی). این مناطق مارمایی گاهی به سه مرکز اصلی تقسیم میشوند: مثانه (پائین شکم)، قلب و سر.
در ادامه به بررسی مارماهای کشنده و درمانی و انواع روشهای مارماتراپی میپردازیم
انتهای پیام/